وبلاگ :
خاطره هاي علوم و فنون دريايي خرمشهر
يادداشت :
خاطره بيست و چهارم
نظرات :
1
خصوصي ،
8
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
خم گيــــــسو
آره واقعا تنها بودن تو ماشين اونم با کلي مرد خيلي بده چون همه که سالم نيستن بعضي ها کرم مي ريزن، راننده هم خوب و بد داره ولي خود من بشخصه خدا رو شکر هيچ وقت با راننده بد برخورد نکردم حالا اونا هميشه ميخواستن منو ببرن تا دم خونه ولي من ميگفتم سر فلکه يا سرميدون نگه داريد ميترسيدم خونمون ياد بگيرن والا
آخه مردهاي بد هم زيادن آدم بايد زرنگ باشه از من به تو نصيحت
گرگ باش گرگ گرچه ما بره هم نيستيم
پاسخ
چ راننده هاي خوبي!:دي خونه تونو ياد بگيرن هههههه ترسيدي بعد با گل و شيريني بيان هان؟ ههههه